نقدی بر: «اثبات شعیب بن صالح بودن احمدی نژاد»-قسمت 2
علامه کورانی با بررسی روایات مربوط به شعیب صفات شعیب را اینچنین استنباط و استخراج کرده است :
نام او شعیب بن صالح است
از قبیله بنی تمیم است
از جنگاوران بنام و ممتاز و فرمانده نظامی است
جوانی گندم گونه و لاغر
دارای محاسنی کم پشت
صاحب بصیرت و یقین
اراده خلل ناپذیر
شکست ناپذیرو...
علامه کورانی در باره نام شعیب می گوید : احتمال دارد جهت حفظ ایمنی نام او مستعار باشد (شعیب بن صالح) تا وعده الهی محقق شود و یا امکان دارد نام او و پدرش مشابه شعیب و صالح و یا به معنای آن باشد. ( علامه کورانی این قسمت را با احتمال و احتیاط قید کرده در حالی که نویسنده این احتمال را یقینی و قطعی می داند و روی آن بسیار متمرکز شده و با استخراج صفات شعیب و صالح و ربط آن به شعیب مورد نظر خود و نیز ربط شغل پدر شعیب مورد نظر خود به آهنگر بودن صالح پیامبر بر عقیده خود اصرار می ورزد در حالیکه در کتاب علامه کورانی این فقط یک حدس و احتمال است است و نه دلیل قاطع. در تحقیق همواره باید موضوعات قطعی و اکید را مورد توجه قرار داد و نه فرض و احتمال را .
علامه کورانی سپس می گوید :شعیب ابن صالح از قبیله بنی تمیم است و یا با قبیله بنی تمیم نسبتی دارد و یا اینکه یکی از بخش های بنی تمیم بنام ( محروم) باشند و یا اینکه غلامی از بنی تمیم است. و اگر این قول را صحیح بدانیم ( با توجه به تاکید روایات بر روی تمیمی بودن شعیب ) ممکن است اصل او از جنوب ایران باشد زیرا الان عشایر بنی تمیم در جنوب ایران ساکن هستند و یا از شاخه ای از بنی تمیم است که از زمان صدر اسلام در استان خراسان زندگی می کنند، و اکثر آنها در مردم ایران ذوب شده اند و امروزه باقی مانده آنها در چند روستا در نزدیکی مشهد ساکن هستند که به زبان عربی هم صحبت می کنند و باید شعیب رابطه ای نسبی با آنها داشته باشد.
در حقیقت علامه کورانی به صراحت به تمیمی بودن شعیب و ارتباط با بنی تمیم جنوب ایران و یا خراسان اشاره کرده و این موضوع بسیار واضح تر از ان است که بتوان آن را انکار کرد . یعنی در حقیقت شعیب یا از بنی تمیم جنوب ایران و یا از بنی تمیم خراسان است در حالیکه نویسنده با داستان پردازی و عدم درک موضوع قبیله بنی تمیم و انکار حضور آنها در ایران ، معتقد است بنی تمیم در ایران الان وجود ندارد و در مردم ایران هضم شده و لذا این صفت بر شعیب اثبات نمی شود و تمیمی بودن شعیب را به کلی رد می کند ! این موضوع ناشی از ذهنیت نویسنده و تمرکز وی بر روی شخصیت مورد نظر خود است که می خواهد او را بجای شعیب معرفی کند و چون تمیمی بودن یعنی انتساب شعیب مورد نظر نویسنده به مشهد و یا جنوب ممکن نیست لذا تصمیم می گیرد صورت مسئله را حذف و تمیمی بودن شعیب در روایات را انکار کند. در حالیکه چه در روایات و چه در کتاب علامه کورانی بر این موضوع تاکید شده و بسیار واضح است.
سپس نویسنده شاخه محروم بنی تمیم را گرفته و با قصه سرایی در باره کلمه محروم و رمز خواندن آن (!)، محروم را به قشر مستضعف و محروم نسبت داده و شعیب فرضی خود را از قشر مستضعف خوانده و به این ترتیب او را به بنی تمیم نسبت می دهد و در نهایت نتیجه می گیرد که :"مراد از بنی تمیم ذكر شده در روایات ، در حال حاضر كلجامعه اسلامی و بخصوص قشر محروم و مستضعف و گمنام آن باشد." !!! این موضوع نشان می دهد که نویسنده اصلا مفهوم قبیله و شاخه و محروم را نفهمیده است و با فلسفه بافی سعی دارد شاخه محروم را تفسیر و توجیه کند. در حالیکه یک نگاه به ویکی پدیا و شاخه های مختلف منشعب از بنی تمیم نشان میدهد که این ادعای نویسنده چقدر بی اساس و به دور از واقعیت است. در ویکی پدیا و سایر سایتهای اینترنتی اقوام بنی تمیم و شاخه های آن و محل های زندگی آنان به طور مفصل ذکر شده و ادعای نویسنده مبنی بر منقرض شدن نسل بنی تمیم و هضم شدن آن را کاملا رد می کند.
اگر در غالب روایات و احادیث بر تمیمی بودن شعیب تاکید شده، سوال مهم این است آیا امام معصوم علیه السلام علم نداشته که بنی تمیم ممکن است منقرض شود؟ پس چرا اینهمه تاکید بر روی صفت تمیمی بودن شعیب شده ؟
معتقدم تمیمی بودن یک کلید مهم برای شناسایی شعیب است که نویسنده با زیرکی و پیچاندن موضوع و داستان پردازی آن را نفی کرده تا شخصیت مورد نظر خود را به عنوان شعیب محکم معرفی کند.
موضوع دیگر اینکه علامه کورانی به صراحت گفته اند که شعیب یک جنگجو و نظامی طراز اول است یعنی یک فرمانده نظامی است و این باز یک کلید است در حالیکه نویسنده اصلا این صفت را نفی کرده . آیا علامه کورانی در تبیین صفت جنگجو بودن و نظامی بودن شعیب دچار اشتباه شده؟ آیا روایات در این خصوص اشتباه کرده اند و وضوح ندارند؟ چرا نویسنده با غرض ورزی و تعمدانه این صفت را ندیده می گیرد و برای نظامی بودن شعیب دوباره به فرضیه سازی و داستان پردازی روی می اورد و شاهد مثال را فیدل کاسترو !!! قرار می دهد که تخیل کرده شعیب مورد نظر نویسنده فرد نظامی است؟ یا از کتاب شادی فقیه پیشینه سپاهی شخصیت خود را همان صفت جنگاوری شعیب قلمداد میکند؟ آیا در تبیین صفت نظامی یا مرد جنگی طراز اول که به صراحت در روایات بیان شده می توان با فرضیه سازی ها و داستان پردازی این صفت را هم از شعیب ساقط کرد؟
نویسنده مدعی است که صفت نظامی بودن برای شعیب قید نشده! حال اگر دقت کنیم در همه روایات 25 گانه که خود نویسنده آن را موثوق می داند دقیقا قید شده که فرماندهی سپاه و هدایت لشگر به سرداری و فرماندهی شعیب است . یعنی شعیب در مقدمه لشگر است چطور شخصی می تواند جمعی را برای نبرد مهمی چون فتح بیت المقدس هدایت کند در حالیکه فنون جنگ را نداند و نظامی نباشد؟ در حالیکه علامه کورانی به صراحت صفت نظامی طراز اول و جنگاور بودن شعیب را تاکید کرده ولی حتی در صفاتی که نویسنده برای شعیب استخراج و استنباط کرده این صفت قید نشده !!!
سومین موضوع کم ریش بودن کوسج بودن یا خفیف اللحیه بودن است که در روایات 25 گانه به صراحت آمده و یک کلید است و علامه کورانی هم به عنوان مشخصه شعیب بر آن تاکید کرده . اما نویسنده این را هم با پیچاندن موضوع و مقایسه ای خنده دار از شعیب مورد نظر خود با افرادی که روحانی بوده و عموما ریش بلند دارند ، صفت کم ریش بودن شعیب را برای خود اثبات کرده! در حالیکه صفت کوسه بودن شعیب به عنوان یک صفت اصلی در غالب روایات در کنار تمیمی بودن که اصل و نسب او را معین کرده و صفت نظامی و جنگاوری او قید شده و نویسنده باز این صفت آشکار را خیلی راحت لوث کرده و از قیاس بی پایه و اساس خود نتیجه گرفته شعیب مورد نظر او در قیاس با سه نفر دیگر ! دارای صفت خفیف اللحیه می باشد . در حالیکه شعیب مورد نظر نویسنده به هیچ روی در جامعه ما به این صفت معروف و مشهور نیست و تاکید رویات بر این صفت خود یک کلید دیگر برای شناخت شعیب است .
در نهایت با بررسی روایات می توان گفت که صفات شعیب کاملا مشخص و واضح است و نیازی به تعبیر و تفسیر آن نیست ولی نویسنده برای انحراف افکار با مخلوط کردن صفات اصلی شعیب با شعیب مورد نظر خود سعی کرده صفاتی را که مورد نظر و استنباط شخصی خود نویسنده است به شعیب نسبت بدهد و لذا صفات دوازده گانه ای را برای شعیب ذکر کرده که فاقد این صفات اصلی است و حتی برای زیر سوال بردن صفات اصلی دست به تفسیر و تعبیر روایات زده . در حقیقت برداشت نویسنده از روایات همانند برداشت کسانی است که فقط از قرآن و لاتقربوا الصلاه را دیده اند و باقی قرآن را رها کرده اند !
نتیجه گیری و تفسیر نویسنده از تمیمی بودن شعیب برگرفته از اصل مقاله موجود در سایت:
پس آنچه از بررسی و كنار هم قرار دادن مطالب گوناگون به دست می آید این استكه به نظر می رسد مراد از بنی تمیم ذكر شده در روایات ، در حال حاضر كلجامعه اسلامی و بخصوص قشر محروم و مستضعف و گمنام آن باشد.( ! )
نكته جالبی كه وجود دارد این است كه در جایی كه شناخت قبیله بنی تمیم درعصر حاضر به دلیل پراكنده شدن در جامعه اسلامی ممكن نیست ، روایات شریف ،حتی شاخه ای را كه شعیب بن صالح به آن منسوب است را نیز با نام شاخه " محروم " ، نیز بیان می كند كه این نشان می دهد منظور روایات از قبیله بنیتمیم ، معنای ظاهری نمی باشد.( ذكر كلمه " محروم " توسط روایات بعنوان شاخهای از بنی تمیم كه شعیب بدان تعلق دارد نیز جای تامل بسیار دارد) . در مقام تطبیق درستی این صفت شعیب بر احمدی نژاد می بینیم كه به اذعاندوستان و دشمنان برخواستن احمدی نژاد از دل طبقه محروم و مستضعف جامعهحقیقتی آشكار و غیرقابل تردید است ، صف بندی عجیب مردم در حمایت از احمدینژاد در برابر اتحاد گروههای مختلف و بعضا متضاد ، مرفهین بی درد ، چپ وراست و چهره های شاخص مدعی در سال 84به خوبی نشان داد كه او مردی از جنسمردم مستضعف می باشد همان مردم محرومی كه در شاخه " محروم" بنی تمیم مورداشاره قرار گرفته است.( ! )
یک بار دیگر بطور دقیق به روایات اشاره شده در مورد شعیب دقت کنیم . صفات کلیدی شعیب شامل نام و نام پدر او و تمیمی بودن و نیز تاکید بر فرمانده نظامی بودن وی در کل روایات کاملا واضح است و جای تردید نیست . صفت خفیف اللحیه بودن هم در روایات وارد شده .
1) - در روایات از عمّار یاسر نقل شده كه:
«شعیب بن صالح، پرچمدار حضرت مهدی(ع) است». ابن طاووس، ملاحم،
ص 53.
2) «ازخراسان سپاهی حركت میكند كه كمربندهای سیاه و پیراهن سفید پوشیدهاند،جزو پیشقراولان سپاه، فرماندهای است به نام شعیب بن صالح... آنان سپاهیانسفیانی را شكست داده، گریزان میكنند و در بیتالمقدّس فرود میآیند وزمینة ظهور حضرت مهدی(ع) را پایهریزی میكنند» ابن حماد، همان، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.
3) امیرمؤمنان(ع)
میفرمایند: «سفیانیو صاحبان پرچمهای سیاه
با یكدیگر
روبرو میشوند در حالی كه میان آنانجوانی از بنیهاشم است كه
در كف دست
راستش، خال سیاهی است و در پیشاپیشلشكریان
او، شخصی از قبیلة بنی تمیم به نام شعیب بن صالح قرار دارد».
ابن حماد، فتن، ص 86.
4) در
منابع اهل سنّت نیز آمده است:
إن على مقدمة جیش المهدی رجلاً من تمیمضعیف اللحیةیقال
له شعیب بن صالح
«فرماندة لشكریان پیشرو حضرت مهدی(ع) مردی از قبیلة بنی
تمیم است كه
محاسن كمی دارد و او را شعیب بن صالح می نامند». شبلنجی، نور
الابصار، ص 138
5) «ازخراسان سپاهی حركت میكند كه كمربندهای سیاه و پیراهن سفید پوشیدهاند،جزو پیشقراولان سپاه، فرماندهای است به نام شعیب بن صالح... آنان سپاهیانسفیانی را شكست داده، گریزان میكنند و در بیتالمقدّس فرود میآیند وزمینة ظهور حضرت مهدی(ع) را پایهریزی میكنند».ابن حماد، فتن، ص 84 و عقد الدرر، ص 125.
6) امام سجاد (علیه السلام) فرمود:
خروج شعیب بن صالح، پس از عوف سلمی و پیش از خروج سفیانی است.
شیخ طوسی، كتاب الغیبة، ص443.
7) پیامبر
اكرم(ص) : پرچمهایی از مشرق برمی خیزد
كه مردی از بنی تمیم به نام
شعیب بن صالح آنها رارهبری می كند ، آنچه از اسیران كوفه در دستشان باشد ،
می گیرد و طعمه شمشیرمی سازد. الحاوی للفتاوی ج 2 ص 160
مائتان وخمسون علامةحتى
ظهور الإمام
المهدی السید محمد علی الطباطبائی الحسنی ص" 62"
8) جابر از امام باقر (ع)روایت می کند: جوانیاز بنی هاشم از خراسان با پرچم های سیاه قیام می کند که در کف دست راست اوخالی(خللی)است و پیشاپیش او مردی بنام شعیب بن صالح است که با لشکریانسفیانی می جنگد و آنها را شکست میدهد. الملاحم و الفتن باب97 ص52
9) بدرستی كه پرچمدار سپاه امام مهدی مردی از بنی تمیم است كه ریش كم دارد و به او شعیب بن صالح می گویند. ابن حماد ص 86
10) و عن محمد بن الحنفیة: سپسپرچم های سیاهی از خراسان كه حاملان آنها كلاه های سیاه و لباسهای سفید برتن دارند ، خروج می كنند پیشاپیش آنها مردی است بنام شعیب بن صالح ازقبلیه بنی تمیم ، طرفداران سفیانی را شكست می دهد تا اینكه در بیت المقدسفرود آمده و زمینه ظهور حضرت مهدی(عج) را مهیا می نماید. ابن حماد / فتن
11) ثم یسیر إلى الكوفة فیقتل أعوان آل محمد صلى الله علیه واله ویقتل رجلا من مسمیهم ثم یخرج المهدی على لوائه شعیب بن صالح
بحار الأنوار للمجلسی (1111 هـ) الجزء52 صفحة207
(12 شعیب بن صالح،جوان گندمگونوتیزفهمیاز اهالی تهران که سرپرستی نیروهای خراسانی را بر عهده دارد. الممهدون المهدی، ص 54 به نقل از شش ماه پایانی، ص 94
13) پرچمهایسیاه كوچكی به اهتزاز درمی آید كه با مردی از اولاد ابوسفیان نبرد می كند وبرای اطاعت از حضرت مهدی(عج) زمینه سازی می كند، در پیشاپیش این پرچم هامردی به نامتمیم بن صالححركت می كند . بشاره الاسلام ص 212 و 184 ، و المهدی ص 190
14) ... ... اذا رایتم
ذالك فعلیكمبالفتیالتمیمی...
... وقتی كه آن را مشاهده
كردید ، به
سوی جوان تمیمی بشتابید كه او از طرف مشرق می آید و او پرچمدار حضرت مهدی استالامام المهدی ص 64 ،
الحاوی للفتاوی
ج 2 ص 130
15) ... آنگاه این مرد تمیمی – كه خداوند بر سرزمینش باران رحمت فروریزد – با
پرچمسیاه
مهدوی با نصرت الهی و دعوت حقه پیش می تازد تا به محضر حضرت مهدیبرسد
و دست بیعت بدهد. الملاح و الفتن ص 112 و 41
16) ... حضرت مهدی(ع) خروج می كند و شعیب بن صالح پرچمدار او می باشد.بشاره الاسلام ص 177- بحارالانوار ج 52 ص 208 ، الملاحم و الفتن ص 44 و ...
17) سپاهیان خراسان به حركت درمی آید ، شعیب بن صالح تمیمی در طالقان به آنها می پیوندد ، در خوزستان به یك سید موسوی بیعت می شود و ... الزام الناصب ص 213 ، بشاره الاسلام ص 73
18) هنگامیكه سپاه سفیانی به سوی كوفه عزیمت می كند ، سفیانی گروهی را به جستجوی اهلخراسان می فرستد ، كه برای یاری حضرت مهدی(عج) خروج كرده اند ، سپاهسفیانی با سپاه سید هاشمی(سیدخراسانی) كه پرچم های سیاهی دارند و پرچمدارششعیب بن صالح است در دروازه اصطخر روبرو می شود .... ابن حماد ص86، الملاحم و الفتن ص 51 ، بشاره الاسلام ص 184 و ...
19).... فرمانده آنها مردی از تمیم بنام شعیب بن صالح است ، بزرگ و كوچك شمشیر بهدست گرفته و وارد كارزار می شوند ، سید حسنی (حسینی) كه صورتش چون ماهتابان است در این نبرد شمشیر می زند... الزام الناصب ص 201 و 218 ، بحارالانوار ج 53 ص 15 و 35 و ....
20) یخرجبالریرجل ربعه اسمر،مولی لبنی
تمیم، كوسج ....
مردی
گندمگون ، متوسط
القامه ، كم ریش و كوسه به نام شعیب بن صالح با چهارهزار نفر
از ری خروج می
كند كسی در برابرش ایستادگی نمی كند جز اینكه كشتهشود. الملاحم و الفتن ص 42 ، الحوی للفتاوی
ج 2 ص 139
( د راین روایت به صراحت سه صفت مشخصه شعیب اورده شده د رحالیکه نویسنده اصلا به این صفات توجه نکرده است)
21) پرچمهای سیاهی برای نبرد با سفیانی به حركت درمی آید كه در میان آنها جوانی ازبنی هاشم هست كه صورتش چون قرص قمر است و در دست راستش خالی(خللی) هست ،در پیشاپیش این سپاه شعیب بن صالح تمیمی است كه كلاههای سپاهیانش سیاه است وجامه هایشان سفید. سپاه سفیانی را شكست می دهند و به سوی غرب پیش می روند وزمینه را برای حضرت مهدی فراهم می كنند ،فاصله بین خروج او تا تقدیم امور به حضرت مهدی(عج) هفتاد و دو ماه می باشد.الملاحم و الفتن ص 41 ، بشاره الاسلام ص 185
22) و از محمد بن حنیفه : افرادیاز خراسان با درفشهایی سیاه به رهبری سید خراسانی و فرماندهی نظامی فردیبه اسم شعیب بن صالح ظهور خواهند کرد که رهبری افرادی با لباس های به رنگسفید و کلا ه های سیاه بر عهده دارد آنها طرفداران سفیانی را شکست خواهندداد و در بیت المقدس فرود آیند تا دولت مهدی را پایه گذاری کنند و مهدی اورا به فرماندهی قوای نظامی خود بر میگزیندابن حماد
23) درفشهای سیاهی از بنی عباس و پس از آن درفش های سیاهی از خراسان خروج می كندكه حاملان آنها كلاه سیاه و سفید برتن دارند ، پیشاپیش آنان مردی است كه ویراصالح بن شعیب یا شعیب بن صالح می نامند ، او از قبیله بنی تمیم است ،آنان نیروهای سفیانی را شكست داده و در بیت المقدس فرود می آیند ، تا زمینهرا برای حضرت مهدی(ع) فراهم كنند ، تعداد 300 تن دیگر از شام به او میپیوندند. فاصله بین خروج او تا تقدیم امور به حضرت مهدی(عج) هفتاد و دو ماهمی باشد. نسخه خطی ابن حماد ص 84 و 74
24) غلام حدث السن،اسمراصفر،خفیف الحیهكوسج... جوانینورس ، زرد و گندمگون ، محاسن كم پشت (خفیف اللحیه) و كوسه ، كسی در برابراو نمی ایستد مگر اینكه او را می كشد ، اگر با كوهها درگیر شود ، از بنبرمی كند تا وارد سرزمین قدس شود ، او پرچمدار حضرت مهدی(ع) خواهد بود. المهدی ص 190 ، الملاحم و الفتن ص 43 ، 57 ، 68 و ...
( در این روایت شعیب را جوانی نورس می داند که سن شعیب را مشخص می کند جالب است که نویسنده به این روایت اصلا توجه نکرده )
25) شعیب بن صالح از سمرقند خروج می كندبحارالانوار ج 52 ص 213 ، المهدی ص 222
***********
یک بار دیگر به روایاتی که به عنوان سند در مقالات شعیب آمده دقت کنید و صفات مورد نظر علامه کورانی را با صفاتی که نویسنده استخراج کرده مقایسه نمایید :
اما صفاتی که نویسنده از روایات برای خودش ساخته و پرداخته و استنباط کرده :
از روایات فوق صفات دوازده گانه ای برای شعیب استخراج می شود كه به شرح زیر است:
1- رنگ
چهره ای گندمگون و قهوه
ای دارد
2- محل
خروج وی از ری(تهران) است
3- محاسن
كم پشتی دارد
4- ضعیف
الجثه و لاغر است
5- صاحب
ارده ای بسیار قوی و خلل ناپذیر است
6- صاحب
بصیرت و یقین است
7- نام
مستعار وی شعیب بن صالح است
8- مورد
اعتماد و تایید سید خراسانی قرار دارد
9- از
بنی تمیم می باشد یا با آنها ارتباط دارد
10- هدف نهایی او بیت المقدس است
11- شاب(سر زنده و باطراوت) و جوان است
12- برای امام زمان(عج) زمینه سازی می كند
آنچه مشخص است نویسنده با وارد کردن شعیب مورد نظر خود و پرداختن گسترده به سوابق گذشته و حال و تبیین صفات و خصوصیات شخصیت مورد نظر خود ، اصل رویات را مخفی و در پرده گذاشته و سعی نموده صفات شخصیت مورد نظر خود را به عنوان صفات شعیب اصلی در روایات معرفی کند . در حقیقت نویسنده صفات دکتر را استخراج و دوباره آنها را بر دکتر اثبات کرده در حالیکه صفات شعیب در روایات بصورت خلاصه و ساده و کلیدی ذکر شده و با یک نگاه دقیق به رویات می توان این صفات را تشخیص داد. در نهایت تصمیم گیری به عهده خود خواننده است که شعیب را با توجه به روایات باید شناخت و صفات او را تطبیق داد و یا با توجه با داستان پردازی و رمانهای تخیلی ؟!
البته خوشبختانه نویسنده پس از انتقادهای قبلی ظاهرا لینکهای نامربوط و مشکوک و بی ربط را از مقاله حذف کرده است که باز جای تشکر دارد و امیدوارم با خواندن این مقاله نیز به اصلاح مابقی خطاهای خود در تطبیق شخصیت شعیب اقدام نماید.
این مقاله و نقد از ارادت ما به دکتر احمدی نژاد ، رئیس جمهور محترم و عزیزمان کم نمی کند زیرا صفات و ویژگیهای و خدمات ارزنده دکتر احمدی نژاد برتر از آن است که قلم بنده قاصر بتواند به آن برسد. و همچنان معتقدم دکتر را دوست دارم و به او احترام می گذارم بخاطر همه خوبیهایش نه بخاطر اینکه شاید و احتمال دارد شعیب بن صالح باشد . او از صالحان است و ان شاء الله در رکاب آقا امام عصر (عج) و از نزدیکان و مقربان ایشان باشد و این نقد به معنای انکار شخصیت والای دکتر نیست بلکه نقد یک نوشته است.
والسلام